ميرزا مهدى نواب طهرانى

35

دستور الأعقاب ( فارسى )

* * * [ در نوبت شهريارى خاقان . . . ] در نوبت شهريارى خاقان عليين آشيان به سعايت وزير بىنظير ميرزا شفيع كه بوعلى و بوذرجمهر در نزد تدابيرش بليدى حقير و طفلى صغير بودند با آنكه همچنانكه مركوز طبع بنى نوع انسان خاصه دولت يافتگان و نو دولتان است خيانتى مكنون خاطرش گشته بود . بر خاطر حقيقت مظاهر شاهنشاهى كه كاشف هرنفاق و وفاق و هر خلاف و اتّفاق بود مكشوف آمد كه انّ الملوك ملهمون ، دودمانش را برانداخت ، جاه و مالش را زوال خواست . به قهرمان مؤاخذتش از حليه وجود عارى و از لباس هستى متوارى فرمود . پسران و برادرانش را از بينش بصر و زينت ذكر بىبهره و نصيب آورد . ميرزا ابو القاسم قايم مقام گويد : آنكه شه كشت و شهش كشت شهان را بايد * حذر از تخم بد هركه از او زاد كنند معهذا اكنون كه سال از شصت فزون است ، بازماندگانش را خلايق به نظر تكريم و تعظيم مىنگرند و به چشم قبول مىگرايند . درين درگاه خلايق اميدگاه جاه رفيع و مقامات منيع يافته‌اند و به رجوع به مهمّات نبيل سرافراز گشته‌اند . اين حكايت مشعر است بر اينكه در انقلاب دول ، تحصيل جاه و مقام اسهل است . پس از ادراك مقصود اولاد و احفاد را نيز ثمر متصوّر . بعد از رحلت خاقان بهشت مكان و ظهور اين دولت جاويد آيت مشاهد و معاين ديديم كه اشخاصى كه صورت سيم و زر در مخيلّه بصر نداشتند از درهم و دينار جز حديث و خبر نمىدانستند ،